اول ـ چشمانداز ایران تبلور دغدغهها و اندیشههای مردمی است که 60 سال در تحولات اجتماعیـ سیاسی جامعه ایران «درگیر» بودهاند؛ از نهضت ملی شدن نفت تا سرکوب 1342 و از شروع ایده جنگ چریکی تا کودتای «چپنماها» در دوران یک سازمان اسلامی، از پیروزی انقلاب در 22 بهمن 1357 تا وقایع پس از 30 خرداد 60، از تداوم جنگ هشتساله تا نهضت اصلاحطلبی پس از 1376 و از دوستی و سرسپردگی نظام شاهنشاهی با غرب و غربستیزی و صهیونیسمستیزی نخشب و آیتالله طالقانی و امام خمینی و از تا تقابل تا تعامل حاکمان انقلاب با آمریکا، یعنی از اشغال سفارت آمریکا تا امضای «برجام» و… و همه اینها را مهندس میثمی نهتنها دیده است که آنها را لمس کرده و نهتنها لمس که با آنها زندگی کرده است. این پدیدهها را با گوشت، پوست و احساس و عقل خود، تجزیهوتحلیل کرده است. چنین آدمی شده صاحبامتیاز و مدیرمسئول چشمانداز ایران و 100 شماره و 13 ویژهنامه آن را منتشر کرده است. این جملات را نگفتم که از مهندس «تعریف» کنم، بلکه گفتم تا او را «توصیف» کنم؛ این توصیف برای جوانانی است که سن و سالشان کفاف بهخاطر آوردن وقایع فوق را نمیدهد.
دوم ـ چشمانداز ایران در این 100 شماره، سعی کرده تجارب وقایع تاریخی، سیاسی و اجتماعی فوقالذکر را برای نسل جوان، توصیف و جمعبندی کند. نشریه در این کار خود موفق عمل کرده است. شکل و شمایل نشریه بهروز نیست، ولی خواننده دردآشنا و دردمند فراوان دارد. در صفحه شناسنامه آن، عناوین «معنون»، مشهود و معروف نیست، اما خواننده دارد. آگهیهای پولساز دریافت نمیکند، ولی خواننده دارد. با زحمت و مشقت هزینههای آن تأمین میشود، به بشکههای نفت و تجارتخانههای رانتخوار وصل نیست، ولی خواننده دارد. دردمندی و دردآشنایی اگر تمایل داشته باشد که به نشریه کمک کند ممکن است تأمل و تحفظ داشته باشد، چون احتمال میدهد اگر شناسایی شود، خیلی چیزها را از دست خواهد داد. نشریه فقط به ابزاری قوی مهندس و خوانندگانش متکی است، از این رو ماندگار شده است. «رانتها» و «روابط»، کارسازند، ولی دائمی نیستند؛ در صورتیکه خوانندگان نشریه ماندگارند و عاشق.
سوم ـ نشریه کاملاً «درد ملی»، «دغدغه بقای ایران»، «حفظ ارزشهای ملی و مذهبی» را داشته و همین امر آن را از جناحبازی و جناحمداری حفظ کرده است. بر چند مورد مشخص متمرکز بوده است:
ـ کار در چارچوب قانون اساسی و یادآوری دائمی ضرورت قانون اساسی
ـ کردستان برای خروج از درگیری
ـ وقایع بعد از 30 خرداد 60 نه بهعنوان مقصریابی، بلکه بهمنظور جلوگیری از تکرار
ـ توطئههای امپریالیستی ـ صهیونیستی و راه مقابله با آنها
ـ آسیبهای اجتماعی و راه جلوگیری از آنها
ـ توسعه ملی درونزای پایدار
ـ نفت و مکانیسم دولت نفتی و عوارض مترتب بر آن
همین موضوعات اصلی و استراتژیک هم راز دیگر ماندگاری این نشریه بوده است. بیطرفی، علمی، منصفبودن و… خوانندگان را جذب کرده است.
چهارم ـ پرسیدهاند که برای آینده چه پیشنهادی ضروری است. ایران پس از اصلاحات و پس از هشت سال ریاستجمهوری احمدینژاد و پس از تحریمهای گسترده و اجتماعی و پس از برجام و… در مرحله حساسی بسر میبرد و فقط از عهده چشمانداز ایران برمیآید که به مسائل و معضلات مبتلابه حلنشده جامعه بپردازد.
این مسائل و معضلات عبارتاند از:
ـ چرا کار در چارچوب قانون اساسی و اجرای بدون تنازل آن ضروری است؟ چرا عدهای از اجرای قانون اساسی نگران هستند؟
ـ چرا گروگانگیری انجام شد؟ چرا 444 روز طول کشید؟ پیامدهای آن چه بود؟ دستاورد آن چه بود؟
ـ چرا عراق به ایران حمله کرد؟ چرا صلح پیشنهادی 10 نفر از رهبران کشورهای اسلامی پذیرفته نشد؟ چرا پس از فتح خرمشهر، جنگ متوقف نشد؟
ـ حمله گروه رجوی و وقایع زندانهای سال 1367 چرا انجام شد؟
ـ چرا علیرغم 5/2 تریلیون دلار که در 38 سال گذشته از منابع نفت، گاز، پتروشیمی، کشاورزی و… به اقتصاد ایران تزریقشده، وضع اقتصادی و اجتماعی ما چنین است؟
ـ چرا پدیدههایی چون فساد مالی ـ اداری، قاچاق کالا و ارز، ترانزیت مواد مخدر، شیوع اعتیاد و بیکاری و فساد اجتماعی و… دیر و با تأخیر در رأس هیأتحاکمه شناخته میشود؟
ـ چرا در استقرار «دموکراسی قانون اساسی» مسامحه میشود؟ آیا بهدرستی قانون نظارت استصوابی مصوب مجمع تشخیص مصلحت نظام اجرا میشود؟
ـ چرا اقدامی برای توسعه همهجانبه استانهای مرزی سنینشین نمیشود؟
ـ چرا از هر اقدام جمعی در راستای قانون اساسی مانند فعالیتهای صنفی معلمان، کارگران، پرستاران، دانشجویان و… جلوگیری میشود و مارک فعالیت «ضد امنیتی» به آنجا زده میشود؟ چرا اصل 168 قانون اساسی بهطور کامل اجرایی و عملیاتی نمیشود؟
ـ چرا پروندههای فعالان سیاسی، رسانهای، صنفی و… به دادگاههای خاص میرود و قضات معدودی در مورد آنها حکم میدهند؟
ـ چرا غرب روی شکاف عدم اجرای حقوق بشر در ایران مانور میدهد؟ آیا در اسلام و قانون اساسی، حقوق بشر نیست؟ آیا واقعاً حقوق بشر در ایران نقض نمیشود؟
ـ چرا بعضی از احزاب نوظهور بهسرعت مجوز فعالیت میگیرند، ولی احزاب سنتی و سابقهدار مانند جبهه ملی، نهضت آزادی، شورای فعالان ملی ـ مذهبی، ممنوعالفعالیت هستند؟
ـ چرا فساد مالی ـ اداری این چنین در دستگاه دولتی و در جامعه فراگیر شده است؟ راهحل آن چیست؟
ـ چرا محیطزیست به این روز افتاده است؟ ریزگردها، خشکشدن تالابها، دریاچهها، رودخانهها و… چگونه پیدا شدهاند؟
ـ چرا هوای شهرهای بزرگ این چنین شدهاند؟
ـ آیا راه دیگری بهجز حصر منتقدان وجود ندارد؟
پنجم ـ تا به سؤالات فوق پاسخ داده نشود و تمامی دستاندرکاران از جناحهای مختلف در مورد آنها سخن نگویند و بعد آشتی ملی، وحدت ملی، وفاق ملی و… حاصل نشود، توسعه و حتی رشد جامعه در تعلیق است و این کار از عهده چشمانداز ایران برمیآید. چشمانداز ایران با شعار سیاسی ـ راهبردیاش، میتواند راهی برای وفاقملی و ورود به مسیر توسعه ایران پیدا کند.


